علی مطهری با انتقادات تند و انصافا شجاعانه به عملکرد دولت شناخته شده است؛ اینکه انتقاد سازنده نقشی حیاتی در موصونیت مسئولین از انحراف و کاستی دارد و حضور نمایندگان منتقد در مجلس عرصه را بر کم کاری احتمالی دولت مردان تنگ خواهد کرد بر کسی پوشیده نیست. با این حال بحث های موجود در زمینه­ ی اینکه چرا علی مطهری آن طور که باید نقاط مثبت را بیان نمی کند و اینکه چرا در مسائل کلانی که دولت نیز بر آن انتقاد دارد بصورت انقلابی وارد وادی انتقاد نمی شود، مسائلی هم چون وقف دانشگاه آزاد، حقوق مادام العمر نمایندگان، طرح نظارت بر نمایندگان و مسئله­ ی امضای حکم ریاست دانشگاه آزاد، در کنار تناقض های موجود در موضع گیری های ایشان، شبهه­ ای جدی بر صداقت گفته هایشان وارد کرده است. در این نوشتار سعی شده است تعدادی از دوگانه گویی­ های موجود در موضع گیری­های ایشان گرد هم آید. امید است که ایشان توجیهات درخور برای این موارد ارائه نمایند.










ایشان در مصاحبه­ ای، یکی از انتقادات خود به جبهه­ ی پایداری را اینگونه بیان کردند که «(جبهه پایداری) فقط خود را، اصولگرا و انقلابی واقعی دانسته و بقیه را منحرف می‌داند. (+)» با این حال بعدا خود ایشان همین ادعا را برای جبهه ای که تشکیل دادند سر دادند و در مصاحبه ای که با روزنامه شرق داشتند گفتند: «صداي ملت، جرياني است كه يك برداشت درستي از ولايت‌فقيه و آزادي بيان و ساير مباني اصولگرايي دارد(+)» و «ما خودمان را اصولگراي واقعي مي‌دانيم.(+)»  بالاخره متوجه نشدیم ایشان موافق انحصارگرایی هستند یا نه؟

علی مطهری در مصاحبه با فارس در پاسخ به سوالی درباره آزادی بیان در دولت خاتمی و احمدی نژاد گفتند: «برخورد آقاي خاتمي (با دانشجویان معترض) به دليل توهين دانشجويان و بر هم زدن نظم جلسه بود.(+)» اما در مورد رفتار احمدي‌نژاد با دانشجویان امیرکبیر گفتند: «اين از زيركي آقاي احمدي نژاد بود كه حساسيت نشان نداد، واِلا آنها بدتر مي كردند.(+)» دیده می شود که ایشان رفتار تند آقای خاتمی را توجیه نموده ولی رفتار ملایم آقای احمدی ­نژاد را از روی زیرکی تفسیر کرده اند.

باز در مصاحبه با فارس، با اشاره به مناظره آقایان احمدی نژاد و موسوی گفتند:  «لااقل شوراي‌نگهبان بايد بلافاصله بعد از مناظره صلاحيت احمدي‌نژاد را رد مي‌كرد يا از وي مي‌خواست كه عذرخواهي كند(+)» و دلیلی هم که آوردند این بود که «(آقای احمدی نژاد) براي رأي آوردن به ديگران توهين مي‌كند و تهمت مي‌زند.(+)» با این دید آقای مطهری، بایستی خود ایشان و نماینده­ ی نزدیک ایشان هم به دلیل تهمتی که قبل از رای دادگاه، به معاون ریئس جمهور زدند باید رد صلاحیت می شدند. ایشان گفته بودند که «قوه قضائیه ضمن بازجویی از یک باند فساد اقتصادی متوجه می شود که رئیس این باند یکی از مقامات عالی رتبه دولتی است اما دولت مقاومت می کند و حتی علیه یک نماینده مجلس که خواستار بازداشت آن مقام عالی شده بود اعلام جرم می کند (+).» یعنی ایشان عملا این مقام دولتی را متهم به ریاست باند فساد اقتصادی کردند. جالب این است که در همان مصاحبه با فارس، به سوالی که در مورد ضرورت رد صلاحیت موسوی مطرح شد جواب مثبت ندادند، با این حال در ادامه خود اذعان کردند که: «آقاي موسوي در انتقاد از دولت نهم افراط كرد و بر اتهام دروغگويي اصرار ورزيد.(+)» پس ظاهراً به اعتقاد ایشان، اتهام زنی و دورغ گویی تنها زمانی بایستی باعث رد صلاحیت شود که از طرف آقای احمدی نژاد باشد، والا می شود مثل دوست ایشان که وی را فردی شجاع خطاب قرار دادند (+).

آقای مطهری در مورد مناظره ی آقایان احمدی نژآد و موسوی گفتند: «وقتي ( آقای احمدی نژآد) مي‌گويد "پول و ثروت خود را از كجا آورده‌ايد"، اين يعني دزدي كرده‌ايد. (+)» اگر این حرف را معادل تهمت دزدی می دانید، در باره این حرف خودتان در جلسه رای اعتماد به آقای  محصولی چه می گویید؟ : که گفتید «به طور طبيعي، چنين ثروتي اندوخته نمي شود (+)»

بعضا ایشان طوری برخورد می کنند که این شائبه ایجاد می شود که اگر حقیقت به نظرات ایشان نزدیک نباشد آن را کتمان می کنند برای مثال: ایشان در پاسخ خبرنگاری که اشاره کرده بود که «موسوي از قبل انتخابات، شعار نه غزه نه لبنان مي‌داد(+)» -گفتند: «اينكه طرفداران يك كانديدا چيزي بگويند، دليل نمي‌شود(+)» (یعنی طوری پاسخ می دهند که گویا آقای موسوی در این قضیه بی تقصیرند). اما در ادامه که خبرنگار اضافه کرد که  «خود آقاي موسوي در شب اول كه در تلويزيون صحبت كرد اين مسئله را مطرح كرد(+)» ایشان جواب دادند: «بله، در آنجا اشاره‌اي كرد كه حرف بي‌خودي بود(+)»

از دیگر اظهارات جالب آقای مطهری می توان به اظهار نظر ایشان در قبال مواضع آقای خاتمی نسبت به موضع آقای موسوی اشاره کرد ایشان از طرفی معتقدند: «خاتمی باید موضع خودشان را در خصوص رفتار موسوی در انتخابات ریاست جمهوری مشخص کند و برای مردم توضیح دهد که آیا موضع ایشان همان موضع موسوی است یا خیر.(+)» اما از طرفی معتقدند که «لغزش هایی از سوی خاتمی صورت گرفته است. شرکت در راهپیمایی 30 خرداد بعد از نهی رهبری یک لغزشی از سوی خاتمی بوده که شاید کار درستی نبوده است.(+)» بنظر شما اعلام موضع از این روشن تر هم می توان برای آقای خاتمی تصور نمود؟ جالب اینکه در این صحبت ها ایشان در اشتباه بودن راهپیمایی 30 خرداد مردد هستند و معقتدند «شاید کار درستی نبوده است(+)» با این حال در جای دیگر وقتی صحبت از افراد شرکت کننده در این راهپیمایی به میان می آید می گویند: «اما از 29 خرداد به بعد كه رهبري به صراحت اعلام موضع كردند، قبول دارم كه آنها 30 خرداد نبايد بيرون مي‌آمدند.(+)»