در اوایل فروردین 89 در جامعه روحانیت مبارز مطرح شد که نیاز به یک محوریتی است در جهت تقویت آرمان های مقام معظم رهبری. پیشنهاد شد که جامعه روحانیت با جامعه مدرسین یک جلسه مشترکی بگذارد و ثمره ان نشست، فعالیت های کارشناسی ای باشد برای ادامه کار، که این پیشنهاد تصویب شد. به دنبال آن حضرت آیت الله مهدوی کنی،با تیمی که انتخاب شدند، در قم در جلسه جامعه مدرسین شرکت کردند. و با یک مقدماتی تبدیل شد به یک کارگروه کارشناسی ازطرف جامعتین. این کارگروه بیش از 17،18 جلسه کاربردی داشت و ثمره مباحثی که در انجا صورت گرفت، یکی بیانیه 8 ماده ای بود که بستر کار را برای وحدت اصولگرایان آماده می کرد و پس از حدودا دو ماه، منشور اصولگرایی با 4 اصل، که آن 4 اصل، خطوط قرمز به اضافه 12 شاخصه حاصل این نشست ها بود.


 قبل از اعلام منشور اصول گرایی جلسه ای در مجلس قدیم با سران اصولگرایی- پیروان امام و امت و موتلفه و ایثارگران و رهپویان و حتی محسن رضایی و قالیباف و لاریجانی- که مطرح بودند تشکیل شد. نتیجه اجرایی، دو کمیته 7نفره و 8 نفره مطرح شد که 7 نفر؛ دو نفر از جامعه روحانیت مبارز: آقای تقوی و آقای ابوترابی، دو نفر از جامعه مدرسین: آقای کعبی و آقای حسینی بوشهری، و سه نفر هم: آقایان حداد، ولایتی و عسگراولادی. کمیته 7 نفره کارش داوری، نظارت و سیاست گذاری خواهد بود (1).

و بدین ترتیب ۸+۷ اصطلاحی شد درباره یک مجموعه که می‌خواهند برای انتخابات به وحدت برسند (۲).

ماجرای آقایان عسگراولادی، ولایتی و حداد این بود که، بعد از مطرح شدن منشور اصولگرایی 30 نفر از اصولگراها یک جلسه ای با رئیس جمهور تشکیل دادند، در آن جلسه حرف هایی زده شد و قرار شد که با آقای رئیس جمهور ارتباطاتی برقرار بشود و این سه نفر به عنوان رابط بین اصول گراها و رئیس جمهور عمل کنند. چون هدف این بود که دولت اصولگرا مورد حاشیه قرار نگیرد، البته این تا قبل از تفکر انحرافی بود. تفکر انحرافی که به وجود آمد، رابطه آن سه نفر با آقای احمدی نژاد آرام آرام به تعطیلی کشید (1).

و اما 8 نفر از 8+7: عنوان این گروه 8 نفره شد: فعالیت های اجرایی اصولگرایی و انتخابات دخالتی در کار کمیته 7 نفره نداشتند. کمیته 7 نفره ناظر بودند، هم بر این 8 نفر و هم بر کل مسائل. سه جریان گذشته دو نماینده بدهند که بشود شش نفر و لاریجانی و قالیباف هم هر کدام یک نماینده معرفی کنند که در مجموع بشود ۸ نفر (۲).

در حین این مسئله جبهه ای به نام ایستادگی انقلاب اسلامی شکل گرفت. آقایان کنعانی مقدم، محسن رضایی، علوی، روح الامین و.... . آقای رضایی و روح الامین با آیت الله مهدوی کنی جلسه ای داشتند، صحبت های زیادی کردند و نتیجه اش این شد که هرچه آقای مهدوی و یزدی می فرمایند آنها هم تبعیت کنند، در جهت تقویت اصولگرایی گام بردارند، سهمی هم نخواهند داشت (1).

یکی دو هفته بعدش جبهه پایداری انقلاب اسلامی شکل گرفت. برخی فعالان سابق در دولت به علاوه بعضی از نماینده های مجلس تبدیل شدند به جبهه پایداری انقلاب اسلامی. رفتند سراغ آیت الله مصباح و آیت الله خوشوقت. جبهه پایداری بعد از آن 11 روز اتفاق افتاد اعضاي جبهه پایداری نظرشان این هست که بعضی افراد را در دایره اصولگرایی نمی دانند و فیلترشان و خط قرمزشان هم بحث فتنه است، کسانی که در فتنه موضع گیری نکردند، یا دو پهلو موضع گرفتند و یا بد موضع گیری کردند جایگاهی در اصول گرایی ندارند (1).

عوامل تشکیل جبهه پایداری را اینگونه بیان کردند:

آقایان لاریجانی، قالیباف و باهنر، اگر از عرصه سیاستگذاری کشور حذف بشوند، اتفاقی در کشور نمی افتد. این آقایان با پشتوانه اصولگرایی بر سر کار رفتند، اما عملکرد آقای لاریجانی یا آقای قالیباف عملکردی نبوده است که موجب رضایت اصولگرایی بشود. اگر قرار است این آقایان باشند و هرکدام یک نماینده داشته باشند، جبهه پایداری نیز باید نفر داشته باشد (1).

جلسات 7+8 تشکیل شد، اولین جلسه اش در محضر آیت الله مهدوی و یزدی تشکیل شد. جلسه دوم هم تشکیل شد و بحث اصلی در این قسمت فقط جبهه پایداری بود و جبهه پایداری هم اعلام کرد که ما 4 نفر باید در این دو گروه داشته باشیم. یک نفر در هیئت داوری و سه نفر در کمیته 8 نفره (1).

-------------------------------------------------------------------

۱- این لینک

۲- این لینک