************************************

این مطالب سخنان رهبری و تحلیل های دیگران بر روی سایت خود ایشان در مورد مسائل جنجالی مربوط به مرز التزام به ولایت مطلقه فقیه می باشد

قول می دم از خودندش پشیمون نشین حتما تا آخرش بخونین

************************************

«ولایت فقیه به معناى حاكمیت مجتهد جامع‌الشرایط در عصر غیبت است و شعبه‌اى است از ولایت ائمه اطهار (علیهم السلام) كه همان ولایت رسول الله (صلى‌الله علیه وآله) مى‌‌باشد و همین كه از دستورات حكومتى ولى امر مسلمین اطاعت كنید نشانگر التزام كامل به آن است.»

متن فوق در پاسخ به استفتائی پیرامون «التزام به ولایت فقیه» بود كه در آن استفتاء‌كننده خواسته بود كه بداند "چگونه باید عمل نماییم تا بدانیم كه به جانشین بر حق آقا امام زمان (عج) اعتقاد و التزام كامل داریم؟"

این استفتاء، استمرار سیره و سلوك سیاسی رهبر انقلاب اسلامی از منظر فقهی بود. این مطالب در طول یك‌سال اخیر بارها به‌صورت علنی مطرح شده بود. آنجا كه ایشان در شهریور داغ سال 88، در نماز جمعه ماه رمضان، سخن از استرات‍ژی جذب حداكثری و دفع حداقلی نظام  به میان آوردند و بعد، این بیان، بارها از سوی ایشان مطرح شد و پیگیری‌ شد و عمل شد تا در دیدار بسیجیان سراسر كشور، هنگامی كه در پایان یكی از فرازهای بیانات معظم‌له، جمعیت شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه سر دادند، ایشان فرمودند:«مراقب باشید، مواظب باشید، نمیشود هر كسى را بمجرد یك خطائى یا اشتباهى گفت منافق؛ نمیشود هر كسى را بمجرد اینكه یك كلمه حرفى برخلاف آنچه كه من و شما فكر میكنیم، زد، بگوئیم آقا این ضد ولایت فقیه است. در تشخیصها خیلى باید مراقبت كنید. من تأكیدم به شما جوانان عزیز، فرزندان عزیز خود من، جوانان پرشور این كشور در سرتاسر میهن عزیز، همین است. انگیزه‌ها با شدت، با قوّت، با ایمان كامل، با امید كامل به آینده حفظ بشود؛ اما در تشخیصها و در مصداقهاى مختلف دقت بشود. بی‌دقتى در مصداقها، گاهى اوقات ضررها و لطمات بزرگى خواهد زد.»و در همان دیدار ایشان به خط اساسی دشمن در جبهه جنگ نرم اشاره كردند كه «یكى از ابزارها در جنگ نرم این است كه مردم را در یك جامعه نسبت به یكدیگر بدبین كنند، بددل كنند، اختلاف ایجاد كنند... بعد در میانه، عناصر دست‌آموزِ مغرضِ معاند را به كارهاى خلاف وادار كنند و مسئولین كشور نتوانند تشخیص بدهند كى بود، چى بود، چه شد. این جزو طرحهاى اساسى است. اینجور كارى را دنبال میكنند.» چهارم آذرماه هشتاد و هشت

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -  - - - - - - - - - - - - -

 آيا انتقاد به رهبری، به معنای ضديت با ولايت‌فقيه است؟

اين گونه پرسش‌ها، در سه دهه گذشته مطرح بوده و هست. در اين زمينه، به سخنان رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در ديدار با تشكل‌های دانشجويی در 17 مهر 86 اشاره می‌كنيم:

«اين به معنای انتقاد نكردن نيست؛ به معنای مطالبه نكردن نيست؛ درباره رهبری هم همين‌طور است.»

ايشان سپس به تبيين و تفسير ضدولايت‌فقيه می‌پردازند و مجددا بر نكته ياد شده تأكيد می‌ورزند:
«اين ضدولايت‌فقيه كه در كلمات هست؛ آيه منزل از آسمان نيست كه بگوييم بايد حدود اين كلمه را درست معنا كرد؛ به هر حال يك عرفی است؛ اعتراض به سياست‌های اصل 44 ضديت با ولايت‌فقيه نيست؛ اعتراض به نظرات خاص رهبری، ضديت با رهبری نيست.»بی‌ترديد صراحت نظر فوق، چندان هست كه راه هرگونه تأويل را بربندد و باب توجيه را مسدود كند.

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -  - - - - - - - - - - - - -

آيا انتقاد از مسئولان عالی‌رتبه كشور، به معنای عدم التزام به ولايت‌فقيه است؟

رهبر معظم انقلاب اسلامی، بارها و بارها بر اهميت نقد در جامعه اسلامی تأكيد ورزيده اند و از جمله در خطبه‌های نماز جمعه رمضان 88 (و در اوج حوادث پر تشنج كشور) فرمودند:«اشكالی ندارد كه مسئولان كشور، متوليان امور كشور، منتقدينی داشته باشند كه ضعف‌های آن‌ها را به خود آن‌ها نشان بدهند؛ وقتی انسان در مقام رقابت قرار بگيرد؛ مقابل منتقد قرار بگيرد؛ بهتر كار می‌كند.»

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -  - - - - - - - - - - - - -

معناشناسی مخالفت با دستورات حكومتی

در حاشيه اين بخش از استفتا و برای فهم بهتر اين معنا، طبقه‌بندی از آرا و ديدگاه‌های منتسب به رهبر نظام اسلامی را مشاهده می‌كنيد تا در مقايسه تفاوت دستورات حكومتی با ديگر موارد روشن‌تر شود:

1- فتاوا:
ولی فقيه در شرايط مرجعيت، چونان ديگر مراجع فتاوی دارد. فتاوی ولی‌فقيه كشور شأن و مرتبتی چونان ديگر فتاوا دارد. يعنی فتاوی او برای مقلدانش حجيت دارد؛ فتاوی او برای مجتهدان ديگر و مقلدان ايشان حجيت ندارد و طبعا مخالفت آنان نه گناه شرعی است و نه جرم حقوقی، مخالفت با فتاوی ولی‌فقيه برای مقلدان او گناه شرعی است اما به معنای ضديت با ولايت‌فقيه نيست.

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -  - - - - - - - - - - - - -

2- ديدگاه‌ها و رهنمودها:
رهبری نظام اسلامی در مسائل داخلی و خارجی كشور ديدگاه‌هايی دارد. عدم پذيرش اين ديدگاه‌ها تا قبل از تبديل به فرامين حكومتی، به معنای ضديت با ولايت فقيه شناخته نمی‌شود. مطالبی كه در بند 3 فصل گذشته ارائه شد به صراحت چنين مدعايی را اثبات می‌كند.

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -  - - - - - - - - - - - - -

3- قوانين عادی كشور:
از آن جا كه نهادهای عالی كشور تحت ولايت عام ولی فقيه اداره و تدبير می‌شوند، طبعا قوانين عادی اين نهادها نسبت و انتساب با رهبری نظام اسلامی می‌يابند. اما در ارتباط با اين قوانين بايد 3 نكته را دريافت:

الف) قوانين كشور برای تمامی شهروندان لازم الاتباع‌اند. (چه مقلدان رهبری و چه غير مقلدان ايشان) اين نكته مسئله‌ای طبيعی برای حفظ نظام اجتماعی و جلوگيری از هرج و مرج در اداره كشور است و از ادله فقهی- حقوقی معتبر برخوردار است.

ب) نقد و انتقاد از قوانين عادی، نه جرم حقوقی است و نه گناه شرعی (مگر با عناوين ثانوی و در شرايط خاص) و طبعا منتقدان، مشمول عدم التزام به ولايت فقيه نخواهند شد.

ج) سرپيچی از قوانين عادی كشور گرچه جرم حقوقی (و گناه شرعی طبق ادله ولايت‌فقيه) است؛ اما اين تخلفات - در سير عادی آن - به معنای عدم التزام به ولايت‌فقيه و يا ضديت با آن نيست.

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -  - - - - - - - - - - - - -

4- دستورات حكومتی:
تدبير و مديريت كلان كشور به اتخاذ تصميمات راهبردی نيازمند است (و در هر نظام سياسی، با هر قالب و فرم، حكمرانان به چونان تصميماتی روی می‌آورند). بی‌ترديد، اين تصميمات بنيادين، فرآيندی پيچيده از مصلحت‌سنجی و كارشناسی را طی می‌كنند، در اين مقولات مهم و تأثيرگذار، امور كشور نمی‌تواند در فراز و نشيب آرا ، سليقه‌ها و هواهای گوناگون حركت كند؛ چه اين كه يكپارچگی ملی، شرط اساسی برای تحقق‌بخشی آن مسائل اساسی است.در زمان امام راحل تصميمات اساسی چون نصب دولت موقت، عزل بنی‌صدر، تصميم به تداوم دفاع مقدس پس از فتح خرمشهر، قبول قطعنامه 598، عزل آقای منتظری و... از مصاديق روشن اين احكام حكومتی بودند. در دو دهه اخير نيز موارد متعددی در اين مصداق می‌گنجند.در پاسخ استفتای اخير دو نكته مهم تبيين شد:

- تنها مخالفت با دستورات (احكام) حكومتی (با تفصيلی كه بيان شد) التزام به ولايت فقيه را مخدوش می‌كند.

- تبعيت از دستورات حكومتی، التزام كامل به ولايت فقيه است. « قيد كامل شايان دقت است» . در روزهای اخير پس از انتشار استفتا، برخی از بزرگان برای التزام به ولايت‌فقيه، مفهومی طيفی را مطرح كرده‌اند و پاسخ مقام معظم رهبری را كف التزام (سطح پايين آن دانسته‌اند)؛ اما به نظر می‌رسد كه اين تفسير، اجتهاد در مقابل نص است. ايشان به صراحت همين محدوده را التزام كامل می‌داند.

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -  - - - - - - - - - - - - -

 منبع:  سه پاراگراف اول از این لینک سایت حضرت آقا آورده شده بودند و بقیه از این لینک همان سایت آورده شده اند.