سرداب - اسلام - شمشیر - ایران!

باسمه تعالی

اسلام - شمشیر – ایران!

مجتبی برمس- در این جا سعی شده منصفانه در سه حوزه به سه سوال زیر پاسخ داده شود:

1- تاریخچه جنگ ها: چرا ایرانیان از اعراب شکست خوردند؟ چه اتفاقات ناگواری در این جنگ ها رخ داد؟

2- جهت گیری ائمه: نقش حضرت علی (علیه السلام) در این جنگها چه بود؟ آیا امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) در این جنگ ها حضور داشتند؟

3- رابطه اسلام ایرانیان با شمشیر اعراب: آیا اسلام ایرانیان مدیون شمشیر اعراب است؟

***********************************************

1- تاریخچه جنگ ها:

اوضاع سیاسی ایران و اعراب در زمان حمله اعراب

حکومت ساسانیان در سال ۲۲۴ میلادی توسط اردشیر بابکان با پیروزی بر اشکانیان تاسیس شد. ساسانیان با تصرف سرزمین‌های پهناور مرتب بر قلمرو خود افزودند، به طوری که قلمرو ساسانیان در دوره حکومت خسروپرویز به قلمرو هخامنشیان در زمان اوج این حکومت نزدیک شده بود. در واپسین سالهای حکومت ساسانی اوضاع کشور آشفته بود . بعد از خسروپرویز، در مدت کمتر از 6 سال در حدود 6 پادشاه بر تخت نشستند و اوضاع کشور رو به هرج و مرج رفت . در سال 12 هجری یزدگرد سوم در یک کودتا نظامی بر تخت نشست و سلطنت او نیز هیچ تاثیری در مرتب کردن اوضاع اجتماعی آن زمان نداشت (1).

در همین زمان در سال 11 هجری ابوبکر در مدینه به جای پیامبر نشست و جنگهای خونین را آغاز کرد که با نام "رده" معروف گردید . او همه قبایل مدینه را متحد کرد و همه را در زیر یک پرچم در آورد . ابوبکر بعلت مدت کوتاه خلافتش و درگیری های داخل حجاز و نبردهای رده، نتوانست چندان به بیرون از مرزهای حجاز توجهی نماید. در دوران او تنها مسلمانان توانستند تا نزدیکی شهر های حیره و دمشق پیشروی داشته باشند (2).

قدرت نظامی ایران و اعراب در زمان حمله

ایرانیان از نظر وسایل جنگی و سرباز و فراوانی جمعیت و امتیازات دیگر، برتری فوق العاده نسبت به مسلمانان داشتند. جمعیت آن روز ایران، حدود 140 میلیون تخمین زده اند که گروه بی شماری از آنان سرباز بودند. در حالی که سربازان اسلام به 60 هزار نمی رسید (3) و این گروه از نظر آشنایی با فنون جنگی در مقایسه با ایران، بسیار در سطح پایین قرار داشتند.

انگیزه ی اعراب برای حمله

الف) اهداف اعتقادی: بی شک تعداد زیادی از مهاجمان، بر پایه ایمان و شور مذهبی و با قصد جهاد و نشر اسلام بوده است. برخی از جنگاوران، به صورت داوطلبانه و با زبان روزه می جنگیدند (4)؛ حتی نقل شده (5) اشخاصی مثل سلمان فارسی نیز در جنگ حضور داشته اند. هم چنین وعده پیامبر اکرم (صلی ا... علیه وآله) درباره فتح ایران به مسلمانان امید پیروزی در این جنگ داده بود (6).

ب) اهداف اقتصادی: سختی معیشت عرب ها در عربستان می توانست زمینه ساز این حمله ها باشد. برای عده ای کسب غنیمت، انگیزه اصلی بود. عمر برای تشویق مسلمانان می گفت: حجاز جای ماندن شما نیست. مگر آن که آذوقه از جای دیگر بجویید که مردم حجاز جز به این وسیله نیرو نگیرند (7). و برای فراخواندن اعراب مسلمان به جنگ، این شعار تکرار می شد: دست یافتن به یکی از دو نیکی: شهادت و فیض آخرت یا بهره این دنیایی (8).

ج) اهداف سیاسی: وحدت داخلی که پس از رحلت پیامبر(ص) در دو واقعه سقیفه و ارتداد، خدشه دار شده بود، با این جنگ ها احیا می شد (9). زمانی‌که اعتراض ها به عثمان به اوج خود رسید، مشاوران و کارگزاران خود را خواست و نظر آنان را جویا شد. عبدالله بن عامر گفت: (10) به آنان دستور جهاد بده تا بدین طریق مشغول بوده، کاری به کار تو نداشته باشند . آنان را در جنگ‌های زیاد شرکت بده تا در برابرت رام شوند و همه به خود پرداخته و اندیشه‌ای جز زخم پشت اسب های شان و شپش پوستین‌های خود نداشته باشند.

فرماندهی این جنگ ها نیز اکثراً بر عهده کسانی بود که وجودشان در مدینه می توانست باعث ناآرامی شود. عمر فرماندهی سپاه مسلمانان در جنگ با ایران را به امیرالمؤمنین(ع) پیشنهاد کرد، اما حضرت از قبول آن سرباز زدند (۱۱).

کشتار و جنایات جنگ

نمونه ای از قتل و غارت رخ داده در این حمله در اینجا آورده شده است: عبدالحسین زرین کوب در کتاب دو قرن سکوت می نویسد: (2) در جنگ جلولاء و جنگ نهاوند فاتحان، گریختکان را پی گرفتند؛ کشتار بیشمار و تاراج گیری باندازه ای بود که تنها سیصد هزار زن و دختر به بند کشیده شدند.60 هزار تن از آنان به همراه 900 بار شتری زر و سیم بابت خمس به دارالخلافه فرستاده شدند..... و فرزندان پدر ناشناخته ی بسیار بر جای نهادند.

یا در تاریخ آمده (12)  در حمله به سیستان؛  سردار عرب  برای ارعاب مردم و کاستن از شور مقاومت آنان دستور داد اجساد کشته شدگان جنگ را روی هم انباشتند و هم از آن کشتگان تکیه گاهها ساختند؛ و وی بر آن شد

البته بعضا مقاومت هایی نیز در بعضی شهرها از طرف مردم می شد مانند: (13) در حمله اعراب به ری مردم شهر پایداری و مقاومت بسیار کردند ؛ بطوریکه مغیره ( سردار عرب ) در این جنگ چشمش را از دست داد .

البته ویژگی بسیاری از جنگ های آن دوره، کشتار و بی حرمتی بوده است. مثلا در جنگهای ایران و روم وقتی ایران قسمتی از مناطق روم نشین را می گرفت چه می کرد؟ زن و بچه و مرد و همه را جمع می کردند و با خود به عنوان اسیر می آوردند. همانگونکه رومی ها نیز چنین بودند. وقتی به حملات ایران به قبایل عربی نگاه می کنید می بینید که ایشان زن و دختر اعراب را با خود می بردند. حتی داستان زنده به گورد کردن دختران عرب هم به حمله ایران به قبایل عرب بر می گردد (2). در حمله ایران به قبیله ای از اعراب دختران قبیله را بردند. بعدا که بزرگان قبیله آمدند تا مالی بدهند و دخترانشان را ببرند دختران عربی که ازدواج کرده بودند حاضر نشدند برگردند که در نتیجه آنها قسم خوردند اگر از این به بعد دختر دار شوند دختر را زنده به گور کنند تا این ننگ دیگر تکرار نشود. پس قتل و غارت از خصیصه جنگهای آن دوره است.

دلایل شکست ایرانیان

دکتر عبدالحسین زرین کوب می گوید: سقوط دولت ساسانی به دست عرب انجام شد ، ولی نه به خاطر قدرت نظامی عرب، بلکه به خاطر اين كه ضعف و فساد بر دولت ساسانی غلبه کرده بود (10). یا در مورد روی گردانی ایرانیان از حکومت آمده است که: (تاریخ طبری ص 1930 الی1932 به نقل از ) عجمان (در نهاوند) بیامدند که همدیگر را به زنجیرها بسته بودند تا فرار نکنند و مسلمانان به انها حمله بردند و جنگ اغاز کردند»

هم چنین مرحوم زرینکوب در کتاب کارنامه اسلام می نویسد: (2) چندی بعد اعراب ، هم بر فارس دست یافتند هم بر خراسان و ماوراء النهر. این فتوحات خیره کننده – که تا حدی به تقدیر الهی یا معجزه اسلامی تعبیر شد – در واقع فقط بدان سبب امکان داشت که همه جا در قلمرو ایران و بیزانس مقدم مهاجمان ( عرب) را عامه مردم با علاقه استقبال کردند . اگر عامه مردم این ممالک با مهاجمان به چشم عداوت می نگریستند این فتوحات چنین آسان دست نمی داد

حتی گفته شده مردم ایران از آیین زرتشت آن زمان نیز دل خوشی نداشتند. پرفسور توماس ارنولد در کتاب تاریخ گسترش اسلام مینویسد: (2) « زجر و شکنجه و تجسس عقاید و دین در تمام مردم ایران یک نوع حس تنفر علیه دین رسمی زرتشتی و خاندان پادشاهی که به تحمیل ان بر مردم کمک مینمود ، بوجود اورده بود و موجب ان شد که فتح اعراب بصورت یک نوع نجات و رهایی و ازادی جلوه کند»

بنابراین از تاریخ برمی آید (2) که ایرانیان در این جنگها میلی به دفاع از ساسانیان نداشته اند. و مردم ایران این یورش را هجمه به ساسانیان می شمردند نه حمله به ایران و ایرانیان. چرا که پس از جنگهای ایران و روم و افزایش مالیاتها و بی کفایتی شاهان ایرانی، مردم از این حکومت خسته و رنجور شدند و حاضر به همکاری نشدند. لذا فقط حکومت با ایشان درگیر است و عملا مردم کاری ندارند. نه مقاومتی نشان می دادند و نه حتی پس از فتح شهرها به ترور مسلمانان می پرداختند. کاری که در قزوین با سپاه محمود افغان کردند و مردم شهر سقوط کرده را خودشان نجات دادند و شبانه حمله کردند و سپاه محمد افغان را تارو مار کردند. اما در این دوره چنین چیزی را نمی بینیم.

******************************************

2- جهت گیری ائمه:

جهت گیری ائمه نسبت به حمله اعراب

مسعودى می نویسد: چون عمر درباره جنگ با ايرانيان از عثمان نظر خواهى كرد، عثمان گفت: مردى را بفرست كه در كار جنگ تجربه و بصيرت داشته باشد. عمر گفت: آن كيست؟ عثمان گفت: على بن ابى طالب است. عمر گفت: پس ببين كه او به اين كار تمايل دارد؟ عثمان با على(ع) مذاكره كرد، امّا على(ع) اين را خوش نداشت و رد كرد (14). بنا براین نمی توان گفت که این جنگ ها کاملا مورد تأیید امامان (ع ) بوده است. خليفه و يارانش مى‏كوشيدند با شركت حضرت در فتوحات اعتبار و مشروعيت چنين اقدامى را در اذهان بسيارى از هوادارانش مستحكم سازند و از سوى ديگر از مهارت‏هاى جنگى آن حضرت در فتح شهرها بهره گيرد.

ناگفته پیداست که از نگاه شیعه در حضور امام معصوم، مشروعيت جهاد ابتدائي منوط به اذن امام معصوم(ع) مي‏باشد و در مورد حمله اعرب چنین اذنی به صراحت در تاریخ نقل نشده.

البته نقل شده است (15) که امام مشورت می داده اند، و هرگاه عمر از حضرت نظر مشورتي مي‏خواست، حضرت از ارائه رهنمودها دريغ نمي‏ورزيد. لذا می توان نتیجه گرفت که امام با اینکه از جنگ حمایت نکردند ولی به شکست مسلمانان نیز راضی نبودند.

با توجه به پیشینه خیلی از اصحاب هدف آنان از حمله و شیوه حمله می تواند محل بحث باشد. مسائلی مانند قضیه سقیفه و اینکه هنوز پيامبر دفن نشده به درخانه تنها يادگار ايشان رختند وبا آتش زدن درب بيت ايشان،ايشان رامجروح وسپس به شهادت رساندند همين خالد كه در درفتح ري از او ياد می شود در حمله به بيت حضرت زهرا حضور داشته ويكي از قاتلين ايشان محسوب مي شود (2) حال شما انتظار داريد ايران را باسلام وصلوات فتح كرده باشند چنان اسلام از مسير اصلي منحرف شده كه سر نوه پيامبر را50 سال بعد از پيامبر وفراز نيزه شهر به شهر گرداندندو اهل بيتش رابه اسارت در شهرها چرخاندند طبيعي است از كساني كه به خاندان پيامبر رحم نكردند نباید انتظار داشت به ايراني رحم کنند.

ملاک قضاوت، سیره پیامبر است

وقتی پيامبر(ص) خالد بن وليد رابراي گرفتن زکات به قبيله اي اعزام کرد واواقدام به قتل وغارت نمود پیامبر از کار او به خدا پناه برد و فرمود که حضرت علی برود و خسارت مردم را بدهد. حضرت هم رفت و همه خسارتشان را از جیب بیت المال پرداخت کرد (2و16). پس رفتار عده ای از مسلمانان اصلا ربطی به پیامبر ندارد و هیچ مناسبتی با اسلام راستین ندارد.

کینه عربی عجمی بعضی در این جنگ ها در حالی بود که پیامبر یک ایرانی به نام سلمان را از اهل بیت خود بر می شمرد و مراتب ایمان او را بالاتر از نزدیکترین صحابه خود می داند. تا جایی که پس از درگذشت سلمان، حضرت علی از مدینه به عراق می رود و ایشان را به خاک می سپارد (2).

مسئله حضور امام حسن و امام حسین ع در این جنگ ها

در تاریخ در چند کتاب اشاره شده که امام حسن و حسین ع در یکی از جنگها حضور داشته اند یکی از آن ها تاریخ طبری است؛ خود طبري درباره کتابش مي گويد:

آنچه در این کتاب جمع آوری شده همگی صحیح نیست و آنها را از افراد مختلف شنیدم و جمع آوری کردم (2). طبری حتی روایات سیف بن عمر را که متهم به زندقه است و خود طبری هم نظر مساعدی نسبت به وی ندارد، نقل می‌کند(17)

طبری در کتاب خود (18) یک بار یک حدیثی را با 4 سلسله راوی نقل کرده که گفته اند: عمر بن شبة از علي بن محمد از علي بن مجاهد از حنش بن مالک تغلبی گويد : سعيد سال سیام آهنگ غزا کرد و سوی گرگان و طبرستان رفت . عبدالله بن عباس و عبدالله بن عمر وابن زبير و عبدالله بن عمرو بن عاص با وی بودند ...

طبری در همین صفحات از کتاب در جایی دیگر و با همان 4 سلسله راوی نقل کرده که گفته اند حنش بن مالک گويد : سعيد بن عاص به سال سی ام از کوفه به منظور غزا آهنگ خراسان کرد . حذيفه بن يمان و کسانی از ياران پيمبر خدا  ص ) باوی بودند ؛حسن و حسين و عبدالله بن عباس و عبدالله بن عمرو عمرو بن عاص و عبدالله بن زبير نيز با وی بودند.

میبینیم که تبری در روایت اول اشاره به همراهان سعید در جنگ تبرستان داردکه خبری از حضور امامین حسنین ع نیست اما در روایت دوم و اتفاقا با همان سلسله سند و راویان درباره همراهان سعید نام حسنین ع را می برد! این چیزی است که فرضیه اضافه شدن نام امام حسن و امام حسین در شمار همراهان را بعدها و در زمانی معاصر خود نویسندگان-بلاذری و تبری-را بیش از پیش تقویت میکند!!

از طرفی در آن زمان که سعید والی کوفه و عامر والی بصره اهنگ خراسان کرده اند اصولا حسنین در کوفه یا بصره حضور نداشته اند و در منابع تاریخی نیز مثالی بر این مدعا یافت نمیشود

جای دیگری که سخن از حضور امام حسن و امام حسین ع آمده در کتاب فتوح البلدان  هست: (19) « گفته اند که عثمان، سعید بن العای بن امیه را در سال 29 (هجری) والی کوفه قرار داد. .... پس سعید و عامر هر دو اهنگ خراسان نمودند اما عامربراو پیشی گرفت پس سعید آهنگ طبرستان نمود در حالیکه گفته می شود حسن و حسین فرزندان علی بن ابیطالب در شمار همراهان وی بوده اند.»

در ابتدای روایت نویسنده میگوید:"گفته اند"  سپس آنگاه که به حضور حسنین در تبرستان رسیده زیرکانه و در یک چرخش مینویسد:"میگویند"  به عبارتی ابتدا فعلی "ماضی" است آورده میشود و سپس فعل مضارع – حال و آینده – آورده شده است به عبارتی کسانی که نویسنده اصل روایت را از آنها گرفته کسانی بوده اند که در گذشته میزیسته اند و این روایت بدانها منتقل شده اما درباره حضور حسنین بکار بردن فعل مضارع حاکی از آنستکه کسانی هم عصر نویسنده – بلاذری- که هم عصر عباسسیان است- بدو گفته اند که احتمالا حسنین حضور داشته اند آنچه بکلی و به یکباره روایت را از هستی ساقط میکند!!

نکته خیلی مهم این است که در کتب مختلف به صراحت از شرکت نکردن این دو امام سخن گفته شده است: بنابر نقل ابن اثیر، ابن خلدون، سید هاشم معروف الحسنی و همچنین باقر شریف قرشی، امام حسن و امام حسین(ع) بعد از پیامبر در هیچ فتحی شرکت نداشتند. (20)

بنابراین با وجود صراحتِ عدم شرکت این دو بزرگوار در جنگ اعراب در کتب مختلف و در دسترس بودن سیره این دو بزرگوار، استدلال کردن به دو روایت مشکوک دور از انصاف می باشد.

********************************************

3- رابطه اسلام ایرانیان با شمشیر اعراب:

آیا اسلام ایرانیان مدیون شمشیر اعراب است؟

حتما جمله معروف ویل دورانت را شنیده اید که «اسلام دين شمشير است»(21) باید از ویل دورانت پرسید که وفادارترین یاران پیامبر در صدر اسلام که در طول 13 سال حضور پیامبر(ص) در مکه حاضر می شدند سخت ترین شرایط را به جان خریده و با تحمل مشکلات و آزارهای فراوان مشرکان که مسلط بر مکه بودند، تا حدی که عده ای از آنان مجبور شدند در سال های اولیه شهر و دیار خود را رها کنند و به حبشه مهاجرت کنند دین اسلام را با شمشیر پذیرفتند؟

شهید مطهری در این زمینه به نکته جالبی اشاره کرده است: پیروزی مسلمانان در جنگ‏های صدر اسلام به دلیل برتری نظامی و تسلیحاتی آن ها نبوده است، زیرا مسلمانان در هیچ یک از جنگ های صدر اسلام برتری نظامی نداشتند. آنچه که موجب بسط و گسترش سریع اسلام در آن عصر گردید، شعارها و برنامه‏های اسلام بود که به سرعت بر عقاید خرافی و جامعه طبقاتی آن روز چیرگی می‏یافت . مردم گروه گروه و مشتاقانه به اسلام می‏گرویدند. در حقیقت قبل از آن که مرزهای جغرافیایی ایران و یا روم فتح گردد، دل های مردم به واسطه تعالیم بر حق و فطری اسلام فتح شده بود . آنچه پیشرفت اسلام را آسان می‏کرد،فتح دل ها بود (22). و اگر نگاهی به سیره پیامبر بندازیم نیز این نکته بر ما آشکار تر می شود، ایشان حتی آن روز که مکه فتح شد، نفرمودند :هرکس مسلمان نشود ،با شمشیر کشته می‏شود (23)

نکاتی که در مورد اسلام آوردن ایرانیان باید مد نظر قرار داد:

1) ایرانیان قبل از حمله اعراب نیز سابقه اسلام آوردن داشتند چنانکه در زمان حیات پیامبر(ص) و پیش از ورود اسلام به ایران، بسیاری از ایرانیان ساکن در یمن، اسلام آوردند. عده زیادی از مردم بحرین ـ که در آن روز محل سکونت ایرانیان بود ـ در اثر تبلیغات به اسلام گرویدند. حتی حاکم آنجا که دست نشانده پادشاه ایران بود، مسلمان شد (14). البته این حمله موجب گرديد که زمينه گسترش اسلام در کشور بیش از پیش  فراهم گردد.

2) اسلام آوردن ایرانیان تدریجی

ایرانیان بعد از پیروزی عرب ها، در اثر تماس با مسلمانان و آشنایی با دین اسلام به مرور و تدریجا اسلام را اختیار کردند. چنین نبود که به زور اسلحه و یکباره اسلام را بپذیرند. نقل شده که اسلام در اوایل قرن اول وارد ایران شد. اما بیشتر ایرانیان از اوایل قرن سوم به بعد به اسلام گرویدند.(3)

3- می بینیم حتی اعراب نیز رویه اجبار کردن پذیرش دین را در پیش نگرفتند، دیده می شود که حتی سه قرن پس از فتح ایران، آتشکده های زرتشتیان در عراق و فارس و کرمان و سیستان و خراسان و آذربایجان و در سراسر ایران برپا بوده. پیروان دین زرتشت به تدریج و به اختیار خود به دین اسلام گرویدند. وجود پیروان زرتشتی در ایران تا عصر حاضر و آزادی آنان در اجرای مراسم دینی، بهترین دلیل بر نبود اجبار و زور در پذیرش دین است

و البته اعراب مردم را در انتخاب بین قبول دین یا جزیه خیلی کم مختار می گذاشتند. جزیه مالیات فوق العاده کمی بود که تقریباً یک پنجاهم درآمد یک کشاورز را در بر می گرفت (24).

4- اگر شمشیر باعث بود تغییر آیین ایرانیان می شود بایستی دین ایرانیان چندین بار عوض می شد. در تاریخ ایران باستان دوره ی هخامنشی، که اسکندر مقدونی سراسر ایران را به زور شمشیر فتح کرد و حکومت (سلوکیان) تأسیس شد و سال ها بر سراسر ایران حکومت کردند، نتوانستند فرهنگ یونانی و غربی را بر ایرانیان تحمیل کنند، بلکه از فرهنگ و معماری ایرانیان تأثیر پذیرفتند و ایرانیان هرگز دچار خودباختگی فرهنگی و بی هویتی نشدند. پس از اسلام نیز مردم ایران شاهد تهاجم اقوام مختلف از ماوراء النهر و مغولستان با فرهنگ های مختلف بودند، ولی هرگز دین «شمنی مغول» را ترویج ندادند، بلکه مهاجمان را مغلوب فرهنگ اسلامی خویش ساختند، با این که مسلم است که شمشیر مغولان از شمشیر اعراب برنده تر و تیزتر و قتل و جنایت آنها در طول تاریخ ایران بی نظیر بوده است و اعراب مسلمان هرگز چنین جنایاتی را در ایران مرتکب نشدند (6).

 5- اگر قرار بود اعراب دین خود را به اجبار به مردم تحمیل می کردند در آن صورت باید اکثریت مردم ایران سنی می شدند نه شیعه.

بهاالدین خرمشاهی سخن جالبی دارد: من اصلاً با کسانی که از حمله اعراب و فتح اعراب دم می زنند، سر موافقت ندارم و در تبیین تاریخ ایران زمین، از آمدن اسلام به یاری ایرانیان و آمدن ایرانیان به یاری اسلام یاد می کنم. (24).   

حسن ختام نوشته را به نظر شریعتی در باره اسلام آوردن ایرانیان اختصاص می دهم : «میبینیم که شبه محققان و شبه ایران دوستان احیری که میگویند ایرانیان به زور شمشیر و فشار مالیات جزیه مسلمان شدند، تا چه حد خودشان « دانشمندان مالیاتی» اند که می خواهند ... او را ملتی معرفی کنند که به قدری ترسو و بزدل است ، که با برق شمشیر وحشیان ، و به قدری پست که برای فرار از مالیات، از ملیت و هویت و مذهبش و همه مقدساتش دست می شوید و همه ی افرادش « دین ماموان مالیات» را قبول میکنند... خلاصه ی تحقیقات علمی این اقایان ، که ادای مستشرقان بازاری یا مغرض را در می اورند و ان هم ناشیانه و مضحک ، این است که ملت و مردم ایران ، عدالت و ازادی و برابری و حقیقت و فضائل انسانی و ارزشهای متعالی اسلام و برتری محمد و علی را بر یزدگرد و بزرگمهر و فضیلت حسین و زینب را بر زریز و شیرن، نمی فهمیدند ؛ شمشیر را می فهمدیند و پول را و نژاد را و بس » (25)

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

(1) پایگاه ویکی پدیا.

(2) مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی (پایگاه اسکدین).

(3) مرتضی مطهری، خدمات متقابل اسلام و ایران، قم، 1362، ص77 به نقل از پایگاه پاسخگو.

(4) فتوح البلدان ، بلاذری ،ج2،ص 464 ، به نقل از پایگاه پاسخگو.

(5) سلمان فارسی استاندار مدائن، صادقی اردستانی، قم ، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی،ص 300 به نقل از پایگاه پاسخگو.

(6) پایگاه اطلاع رسانی حوزه نت.

(7) تاریخ‏طبری، ترجمه ابو القاسم پاینده ،ج‏4،ص1588 ؛ مروج‏الذهب مسعودی، ابو القاسم پاینده‏ ،ج‏1،ص664 ، تهران، انتشارات علمى و فرهنگى، چ پنجم، 374 به نقل از پایگاه پاسخگو.

(8) اخبارالطوال ابو حنیفه احمد بن داود دینورى ،‌ترجمه محمود مهدوى دامغانى ‏، ص146، تهران، نشر نى، چ چهارم، 1371ش به نقل از پایگاه پاسخگو.

(9) المغازى،ترجمه محمود مهدوى دامغانى ،ص:345 ،تهران، مرکز نشر دانشگاهى، چ دوم، 1369ش. به نقل از پایگاه پاسخگو.

(10) مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی (پاسخگو).

(11) تاریخ سیاسی اسلام، رسول جعفریان، ج2، ص319،نشر دلیل ما، 1387 به نقل از پایگاه پاسخگو.

(12) کتاب تاریخ سیستان صفحه۳۷، ۸۰ به نقل از پایگاه اسکدین.

(13) تاریخ طبری؛ جلد پنجم صفحه ۱۹۷۵ به نقل از پایگاه اسکدین.

(14) پایگاه اطلاع رسانی پرسش.

(15) الارشاد، ج 1، ص 207، تحقيق موسسه آل البيت، چاپ اول، 1413؛ بحارالانوار، ج 40، ص 253، ح 28 به نقل از ارشاد؛ به نقل از پایگاه پرسمان قرآن.

(16) پایگاه اطلاع رسانی اسکقرآن.

(17) رسول جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، سیره رسول خدا (ص)،سال انتشار: 1373ش، ص 124به نقل از پایگاه پاسخگو.

(18) تاریخ طبری جلد 3 ص 324-325 به نقل از پایگاه اسکدین.

(19) البلاذري- فتوح البلدان - ج 2 - ص 411 به نقل از پایگاه اسکدین.

(20) احمد زمانی، حقایق پنهان، قم دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه ، 1380. ص 117 به نقل از پایگاه پاسخگو.

(21) ويل دورانت، تاريخ تمدن، ج‏4، ص 241 به نقل از پایگاه پرسمان.

(22) استاد شهيد مطهرى، مجموعه‏آثار ج‏26، ص 426، نشر صدرا ، 1376ش به نقل از پایگاه پرس و جو.

(23) آیت الله مکارم، تفسیر نمونه، ج 3، ص 140 - 142.دارالکتب الاسلامیه 1374ش به نقل از پاسخگو.

(24) به نقل از پایگاه تبیان-زنجان و پایگاه خبرآنلاین.

 (25) علی شریعتی ، فاطمه فاطمه است، به نقل از پایگاه اسکدین.

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت 17:35  توسط مجتبی برمس  |